
وبلاگ اشراق
بارون شكلاتي
سينماي ما
دو دو تا پنج تا
جهان را هرگز فراموش نکن
بازیگران سینما 1
مهناز افشار
سینما میهمان هفته
تئاتر ما
پي سي لوردس
وبلاگ اختصاصي ترانه عليدوستي
عكس شادمهر
چتر كاهي پاييز
درخواست کن ، دانلود کن
سینما سه هزار
دهكده احساس
ماه عسلي
شبگرد عاشق
مهدي علمي نيا
سینما فردا
پایگاه ا طلاع رسانی فیلم کوتاه
سوره سینما
ليلي پوت
سينت مگ
انجمن سينماي جوان
ايران آكتور
مهران مديري
هيلاج
30 نما
گيشه
پيك مستند ايران
پوران درخشنده
پرشيا فيلم
از جنس صداقت
دايره زنگي
علي سنتوري
اصغر فرهادي
مانيفست چو
قالب وبلاگ
::
مهر 1388
::
مرداد 1388
::
خرداد 1388
::
اردیبهشت 1388
::
فروردین 1388
::
اسفند 1387
::
بهمن 1387
::
دی 1387
::
آذر 1387
::
مهر 1387
::
شهریور 1387
::
مرداد 1387
::
تیر 1387
::
خرداد 1387
::
اسفند 1386
افراد آنلاين :
تعداد بازديدها :
BLOGIRAN
از اصغر فرهادی تا درباره الی ...
اصغر فرهادی کارگردانی که کار خود را با ساخت فیلم های کوتاه آغاز کرد و برنامه داستان یک شهر که در مورد عوامل و سازندگان برنامه در شهر بود کار تلویزیونی وی بود . در آن موقع کسی فکرش را هم نمیکرد که اگر روزی قرار بر این باشد که کارگردانی از ایران برنده جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم برلین شود او همان کارگردان داستان یک شهر خواهد بود . پس از آن اصغر فرهادی سه فیلم بلند رقص در غبار شهر زیبا و چهرشنبه سوری را به ترتیب ساخت که اولی با بازی باران کوثری و فرامرز قریبیان داستان پسر و دختر جوانی را روایت میکرد که با مشکل فقر دست و پنجه نرم میکنند و در سر راهشان به مارگیری برخورد میکنند ... این فیلم برای اولین بار بیانگر نگاه اصغر فرهادی به مسائل موجود جامعه و مهارت وی در روایت یک داستان سر راست بود . پس از رقص در غبار شهر زیبا فیلم بعدی وی از مضامین مهمتری سرچشمه میگرفت و هر چند از نگاه بعضی از منتقدان در سطح فیلم قبلی وی بود . چهارشنبه سوری ولی فیلمی بود که تحصین همه را برانگیخت و چه در گیشه و چه از نظر منتقدان فیلم حساب شده ای بود و بالاتر از سطح سینمای ایران مینمود . این فیلم که داستان یک روز چهارشنبه سوری و سر راه هم قرار گرفتن آدم های مختلف از طبقات پراکنده جامعه را به تصویر میکشید یکی از بهترین فیلم های دهه هشتاد سینما از لحاظ ساختاری و نوع روایت داستان بود . هدیه تهرانی برای این فیلم سیمرغ بهترین بازیگر زن جشنواره فجر 24 را از آن خود کرد .
این فیلم سکوی پرتابی شد تا اصغر فرهادی به چهره ای شناخته شده تر در سینمای ایران تبدیل شود و جوایزی از جمله جایزه کارگردان مستعد خاور میانه را از آن خود کند که این انت خاب بیجا نبود و وی پس از چند سال تلاش امسال فیلم درباره الی را راهی جشنواره ها کرد و جایزه بهترین کارگردانی جشنواره های فجر و برلین را از آن خود کرد .
درباره الی که در مورد پسر جوانی (شهاب حسینی) است که تازه هاز آلمان بازگشته و یک ازدواج ناوفق نیز در آلمان داشته است و در سفر شمال که دوستانش ترتیب آن را داده اند تصمیم به ازدواج با الی (گلشیفته فراهانی ) میگیرد ... دارای استانداردهای جهانی در بخش کارگردانی و بعضی از بازیگران است و میتوان از این فیلم به عنوان نقطه عطفی در سینمای ÷س از انقلاب و در ادامه آثار جهانی عباس کیارستمی امیر نادری بهمن قبادی و داریوش مهرجویی یاد کرد .
ولی
اول اینکه همه دوستداران سینما و همه مردم گلایه دارند از گلشیفته فراهانی که اول همه را از دیدن فیلمی چون درباره الی محروم کرد و بعد اینکه سینمای ایران یکی از بهترین زنان خود را در عرصه بازیگری از دست داد از آنجایی که هر کس درباره الی را دیده اذعان دارد که گلشیفته به کشفیات تازه ای از بازیگری در این فیلم رسیده است .
دوم اینکه ارتباط اینکه گلشیفته در آمریکاست و دباره الی نباید اکران شود و هین طور هم شد و تنها سه نوبت از همه (بعدا اعلام میشود ) های جشنواره برای درباره الی بود چیست را باید از مسئولینی که تا به حال به رنگ ارغوان و سنتوری را اکران نکرده اند پرسید
سوم اینکه از همه مسئولین خواهشمندیم شعار از بین رفتن سینمای ایران در دهه هشتاد و از این قبیل را کنار بگذارند که همه از این حرفها خسته اند چرا که خودشان عامل پرورش آبگوشتی های دهه هشتادی هستند که با مادرزن سلام و ده رقمی و این قبیل تله فیلم ها روی پرده سینما چاره نخواهد شد درد سینمای اران و این سینما درباره الی میخواهد و صغر فرهادی را تا جان دوباره بگیرد و موج جدید در ساخ ت فیلم را توسط کارگردانان ساهد باشیم
مطلبای مفصل درباره واکنشهای گوناگون ابراز شده در مورد یکی از فیلمهای بحثانگیز جشنواره؛
|
رودررویی منتقدان ایرانی بر سر فیلم «عیار 14» محمد تاجیک: «عیار 14» یکی از بحثانگیزترین فیلمهای جشنواره بود و بررسی واکنشهای رسانهای نسبت به آن و در نهایت نقل بخشهایی از گفتگوهای کارگرداناش میتواند جالب باشد: /شبیخون به جای نقد/
/دلخوری از فیپرشی/ شهبازی درادامه به امیر قادری می گوید :میدونی برای جایزه فیپرشی (کنفدراسیون منتقدان بینالمللی) به نفس عمیق چه دلیلی آوردن؟ طلایهدار موج نو سینمای ایران و بعد به خاطر رساندن صدای جوانان در یک جامعه محافظهکار. حالا اگه جامعه محافظهکار نبود تکلیف چی بود؟ من از اون جمله آخر فیپرشی دلخورم. /بلیط ۵۰هزار تومانی وقفل کردن در سینما/ کار گردان عیار ۱۴در بخشهای پایانی این گفت وگو می گوید :وقتی داشتم آخرین پلان رو همین اواخر میگرفتم به لقمانی و نوید میگفتم بچهها باید بلیت سینما پنجاه هزارتومن باشه. فکرش رو بکن برای فیلمبرداری یه دقیقه از فیلمت، مثلا یه سال صبر کردی بعد طرف موقع دیدن همین یه دقیقه توی سالن، داره اساماس میخونه. بعضی وقتا دلم میخواد در سینما رو قفل کنم. تو سینماها رفتوآمد و سروصدا زیاده. فیلم پنجاه دقیقهاش گذشته، طرف تازه میآد داخل کورمال کورمال دنبال جا میگرده. تیتراژ آخر رو هم که اصلا نگاه نمیکنن. |
|
منبع : امتیاز |



یادداشت امیر قادری درباره جایزه بزرگ کارگردانی اصغر فرهادی برای «درباره الی»؛
|
چرا این جایزه مهمی برای تاریخ سینمای ایران است؟ سینمای ما - امیر قادری: این یکی جایزه فرق میکند. بعد از سالهای سال که جشنوارههای خارجی به «کاردستی»های ایرانی جایزه دادهاند و سینمای ما را به دلایل فرامتنی تحویل گرفتهاند (به جز در موارد معدودی مثل چند فیلم کیارستمی و مثلا لیلای مهرجویی)، این جایزه جشنواره برلین به اصغر فرهادی برای بهترین کارگردانی، آغاز یک فصل تازه است. همان طور که دیتر گاسلیک مدیر جشنواره برلین گفت، امیدواریم درباره الی (بعد از اتفاقای که باید پس از حضورهای جهانی «نفس عمیق» میافتاد، و نیفتاد)، طلیعهدار حضور نوع جدیدی از سینمای ایران در جهان باشد. در شرایط تازهای که در آن سینمای ما را به عنوان سینما تحویل بگیرند، و نه بیشتر به خاطر «نگاه پاک و انسانی» یا «تلاش برای احقاق حقوق زنها و بچهها و حاشیهنشینها» و همچنین «خلق نشانههای دموکراتیک در کشوری جهان سوم»ای، آن طور که تا به حال مد بوده و رسم بوده. پیش از این هم در نیمه شب اولین تماشای «درباره الی» در سینما فلسطین نوشتم که این فیلم را نباید در محدوده سینمای 1387 ایران سنجید، که این فیلمی است با استانداردهای 2008 سینمای جهان. و حالا اعطای جایزه بهترین کارگردانی جشنواره برلین به اصغر فرهادی (و باز نه مثلا جایزههایی از قبیل «نگاه نو» یا «احساس پاک» و از این قبیل)، آن هم در جشنوارهای مثل برلین و نه از این جشنوارههای محلی و منطقهای، سینمای ایران را در موقعیتی قرار داده که همیشه در آرزویش بودهایم. حالا و با این فیلم و با این «اجرا»، میشود پز سینمایی را داد که اعتبارش را از خودش کسب میکند و نه از محیطی که در آن متولد شده،یا مرزبندیهای سیاسی و اجتماعیاش. این فیلمی است که فرهادی را در موقعیتی فراتر از یک فیلمساز صرفا ایرانی قرار میدهد و سینمای ایران را در موقعیتی مستحکم در میان سینمای حرفهای جهان. توانایی فرهادی در واقعنمایی را در کمتر فیلم مهمی از سینمای امسال جهان دیدهایم. این جایزه مهمی است، چون اگر اصغر فرهادی در هر جای دیگر دنیا چنین فیلمی با چنین درک فوق دقیقی از دنیای اطراف و آدمهایش ساخته بود، باز شایسته تقدیر و احترام بود. و چه خوب که حالا این تقدیر و احترام بینالمللی متعلق به فیلم و فیلمسازی ایرانی است. |
|
منبع : سینمای ما |
تبریک به اصغر فرهادی
|
خبر فوری: اصغر فرهادی بهترین کارگردان جشنواره فیلم برلین شد/ مصاحبه اختصاصی «سینمای ما» ساعتی پیش از اختتامیه جشنواره /فرهادی: من که شکایت به غیر نمیبرم... سینمای ما - شیدا شیرازی(برلین): اصغر فرهادی جایزه بهترین کارگردانی را از جشنواره فیلم برلین گرفت. ضمن تبریک این موفقیت بزرگ مصاحبه اختصاصی خبرنگار سینمای ما (شیدا شیرازی) در برلین را پیش از برگزاری اختتامیه جشنواره فیلم برلین میخوانید. فرهادی در این گفتگو درباره حاشیههای مطبوعاتی این روزهای فیلماش، انتقاد مطبوعات و آن چه میخواسته در این فیلم منتقل کند، با مخاطبان سایت سینمای ما حرف زده است... سينمای ما: جناب آقای فرهادی، اولا اينکه تبريک ميگم برای ساختن بهترين فيلمی که تا به حال ديدهام و مرسی که باعث افتخار ما در اين جشنواره شديد. فرهادی: خواهش میکنم. س: جناب آقای فرهادی وقتی کارنامه هنری شما را مرور ميکنيم ميبينيم که مسئله اصلی در «شهر زيبا» موضوع بخشيدن يا نبخشيدن بود، در «رقص در غبار» مسئله اصلی موضوع ترجيح دادن یک نفر دیگر بر خود شخص بود و در «چهارشنبه سوری» هم شک موضوع اصلی فیلم شده بود. حالا در «درباره الی» مسئله اصلی شده قضاوت که همه اينها مسائل بسيار اساسی بشر هستند و در نهايت هم قاضی خود شخص است که در آن شرايط خاص چه تصميمی بگيرد. فيلم شما تماشاگر را وادار میکند که از خود بپرسد:"اگر من جای اين شخصيت بودم چه کار ميکردم؟" فيلم بعدی شما هم قرار است چنين مسائل بنيادی را مطرح کند؟ ف: واقعا نمیدانم که فيلم بعديم راجع به چه خواهد بود. ولی سعی ميکنم فکر کنم که فيلم بعديم اولين فيلمي ست که ميسازم. من آگاهانه سعی ميکنم دنبالهروی فيلمهای قبليم نشوم. فکر میکنم اين کار را در فيلمهای قبلیام هم انجام دادهام. با شروع هر فيلم به خودم گفتهام اين فيلمي است که بايد همه تلاشت را برایش انجام دهی. اميدوارم اين تعريفهايی که از فيلم ميشود از من شناسنامهاي نسازد که از خود من جلو بزند. س: حتما خودتان باقی خواهيد ماند، چرا که در تمامی فيلمهايتان، با وجود بهتر شدن فيلم، همیشه اصغر فرهادی درش مشهود است. ف: ممنون س: آقای فرهادی سوالی داشتم راجع به انتخاب بازيگرانتان. آقای مانی حقيقی را که ما به عنوان کارگردان و فيلمنامهنويس ميشناسيم چطور شد که در او بازيگری را ديديد؟ و آيا از بازی آقای حقيقی راضی هستيد؟ ف: از نظر من آن چیزی که قرار بود اتفاق بيافتد اتفاق افتاده است و يکی از بازيهای قابل باور فيلم بازی آقای حقيقی است. من به دليل آشناييم با ايشان هميشه فکر ميکردم که پتانسيل بازیگری در او هست و قبلا هم گفته بود که در مدتی که در کانادا بوده تاتر کار کرده است و اين در ذهنم مانده بود. وقتی اين فرصت پيش آمد به نظرم آمد که ميتوان اين همکاری را داشت. خوشبختانه ایشان پيشنهاد مرا پذيرفت و به عوامل فيلم پيوست. همينطور پيمان معادی هم با اين که نويسنده است در برخوردی که با او داشتم احساس کردم که استعداد فوقالعادهای در زمينه بازيگری دارد وميتواند خوب بازی کند. الان هم معتقدم که بازی اين دو از بهترين بازیهای فيلم هستند. س: سوال بعديم راجع به نقش سپيده است که به نظرم خيلی نقش پيچيدهاي است. او که از طرفی مدير و مدبر است و از طرفی ديگر سادهانگاری معصومانهاي دارد و ميبينيم نديده و نشناخته به کسی اعتماد کرده است. احساس ميکنم سپيده شخصيت خيلی پيچيدهای است که نمونهاش را کمتر ديدهايم. چطور به این نقش پیچیده رسيديد؟ ف: تلاشم اين بوده که این ویژگی را در تمام شخصيتهای فيلم رعایت کنیم و آنها تک بعدی نباشند. يعنی بسته به موقعيت واکنش نشان بدهند. يعنی احساس نمیشود که از قبل از طرف نويسنده مشخص شده باشد که اين آدم هميشه در هر موقعيت يک واکنش از پيش تعيين شده داشته باشد. به همين دليل است که واکنش شخصيتها بسته به موقعيتها قابل پيش بينی نيست ولی وقتی که کارشان را انجام ميدهند شما باور ميکنيد. واکنشها نسبت به موقعيتها باورپذیرند. به همين دليل تلاش کردم که شخصيتها زوايای مختلفی داشته باشند و در موقعيتهای مختلف رفتارها و واکنشهای قابل باور ولی غير کليشهاي داشته باشند. س: ولی شخصيت سپيده در مقايسه با شخصيتهای ديگر مثل امير يا شهره بسيار ضد و نقيص است. مثلا امير از اول تا آخر فيلم محافظهکار است و حتی در آب هم نمیرود و يا احمد شخصيت ثابتی دارد اما اين سپيده است که شخصيتی نامتعارف دارد. سوال من این است که چطور توانستید به شخصيتی برسيد که در عين غير متعارف بودن بسيار باورپذیر هم باشد؟ ف: بسيار سوال سختی است. من با اطمينان نمیتوانم بگويم اين شخصيت از کجا آمده است. او به هر حال در نگاه اول زنی سرخوش و سادهبين به شمار میآيد. اهل جمع است و خوشی و خوشبختی ديگران برايش مهم است. او با اين روحيه خوش و رفتارهای ظاهرا بیاهميتش يکباره مبنای رفتارهای واکنشی ديگران ميشود. از اينجا به بعد همه چيز پيچيده به نظر میآيد و همه چيز معنای ديگر پيدا ميکند. برای اينگونه شخصيتسازی من معمولا هنگام نوشتن خودم را به جای شخصيت ميگذارم. ولی هنوز دقيقا نمیدام که اين شخصيت از کجا آمد. س: احتمالا از اعماق ذهنتان میآیند. ف: بله. اما يک چيز را ميتوانم بگويم و آن اينکه اين شخصيتها هيچکدام ما به ازای عينی برای من ندارند. البته به جز احمد که يک ما به ازای عينی کمرنگ دارد. اما اين فضا و اين جمع و موضوع رفتن به سفر شمال توسط جوانها در واقعیت وجود دارد. من با يک سری از دوستان عزيز دوره دانشگاهم هر از گاهی به اين جور سفرها ميرويم که حال و هوای اين سفرها در اين فيلم هست. و همین امروز دو ماه شده است که يکی از آنها مرا برای هميشه تنها گذاشت و ديده از جهان فروبست. يادش گرامی باد. س: متاسفم. اما يعنی يک کل را ديده بوديد و جزئياتش را ساختيد. ف: دقيقا. س: و بايد بگويم اين جزئيات را با دقت زیادی هم ساختهايد! من فيلم را دوبار ديدم و بار دوم بود که نگاهها، حرکات دوربين و حتی حرکات سر و دست بازيگران برايم معنای تازهای پيدا کرد. با اين دقتی که شما اين فيلم را ساختهايد، فکر کنم فيلمنامه را هم بارها بازنويسی کردهايد. چرا که تمام اين نگاهها و حرکات دوربين وقتی معنا پيدا ميکند که جريان داستان را بدانيم. ف: ما مهمترين کاری که قبل از فيلمبرداری انجام داديم اين بود که با گروه، مخصوصا بازيگرها همه زوايای داستان را بازگشايی کرديم. همه ميدانستند که چه مسيری را بايد بروند، فيلم تصوير مشترکی در ذهن همه پيدا کرده بود. بعد از اين مرحله وارد تمرين شديم. مانند تاتر کمتر صحنههای خود فيلم را تمرين ميکرديم تا تازگيش از دست نرود ولی خیلی از صحنهها را، شب قبل از اينکه بچهها راهی سفر شوند تمرين کرديم. مثلا آقای صابر ابر و خانم علیدوستی گر چه در فيلم اصلا همديگر را نمیبينند ولی برای شکلگيری نو ع روابطشان و تصوری که بايد از شخصيتهای همديگر پيدا ميکردند، خیلی با هم تمرین کردند. س: يعنی فيلم را قبلا در ذهنتان ديده بوديد؟ ف: بله، همه کارها را قبل از اينکه سر صحنه بياوريم تعیین شده بود. س: شنيده بودم که ميگويند کتاب، خودش خودش را مینويسد و نويسنده فقط قلم به دست ميگيرد. اينطور که شما ميگويد اين موضوع برای فيلم شما هم صادق است. ف: همينطور است. مثل رانندگی است. شما بیآنکه به دستهایتان دستوری بدهيد خودش در سربالايی دنده عوض ميکند. لحظه خلاقيت، لحظه ناخودآگاهی است. آگاهیها همه قبل از زمان خلاقیت به کار میآيند. س: آقای فرهادی، همواره در داستان فيلمهای شما یک بزنگاه وجود دارد. در «چهارشنبه سوری» لحظهاي که زن همسايه وارد ماشين ميشود و در «دايره زنگی»، فيلمی که شما فيلمنامهاش را نوشتهايد، در انتهای فیلم دختر خوب داستان ناگهان چهره عوض ميکند و بيننده حسابی غافلگير ميشود. اما در «درباره الی» داستان بزنگاه خاصی ندارد بلکه تمام داستان غافلگيرکننده است و بيننده را با خود ميکشاند و اين سوال را در ذهن ايجاد ميکند که اگر من جای تک تک شخصیتهای فیلم بودم چه کار ميکردم. سوال من اينجاست که چطور به اين نوع فیلم و روایت رسيديد و چطور شد تصمیم گرفتید فيلمی بسازيد که بيننده را اين طور دنبال خودش بکشاند. ف: من از اينکه بيننده با رخوت روی صندلی مقابل فيلم بنشيند بدم میآيد. فکر ميکنم درام در قصه، مهمترين ابزار برای از بین بردن اين رخوت است. بيننده بايد در سينمای امروز بخشی از فيلم باشد. فيلم بايد مثل پانتوميم اشارههايی و نشانههايی بدهد و تماشاگر بيانديشد و کشف کند. مهم نيست دقيقا به همه چيزی که من فکر کردهام برسد. مهم انديشه اوست. س: به قول مولانا هرکسی از ظن خود شد يار من... ف : کاملا. س: آقای فرهادی، سوال ديگرم در مورد موسيقی متن فيلم است. «درباره الی» موسيقی ندارد و فقط در تيتراژ پايانی فيلم موسيقی «آهنگی برای الی» را داريم، چه هدفی از استفاده نکردن از موسيقی داشتيد؟ ف: چون که «درباره الی» یک فيلم واقعگراست و گذاشتن موسيقی روی اين فيلم خلاف این قرارداد با تماشاگر است. يعنی پررنگتر کردن حضور من به عنوان کارگردان. استفاده از موسیقی يعنی من کارگردان از پشت دوربين به جلوی دوربين آمدهام. به نظر من هر چه کارگردان عقبتر بايستد و حضورش در فيلم کمرنگتر باشد، فيلم بیواسطهتر بامخاطب ارتباط ميگيرد. س: و شما هم که موسيقی دريا را داشتيد. ف: ما موسيقی دريا را داشتيم. وقتی میخواستم برای تيتراژ آخر موسيقی انتخاب کنم به آثار زیادی گوش کردم و فکر ميکردم که هيچکدامشان برای تيتراژ فیلم مناسب نيستند. یک شب اين موسيقی را شنیدم و ديدم که خودش است. اما هرچه گشتم اسم آهنگ را پيدا نکردم. از دستيارم خواستم که نام اين موسيقی را پيدا کند. ميدانيد اسمش چی بود؟ س: بله، «آهنگی برای الی». ف: و این برايم خيلی جالب بود. چطور ميشود اين اتفاق بيافتد که من برای فيلمی به نام «درباره الی» دنبال موسيقی بگردم و اتفاقا آنی را که ميپسندم نامش به الی ربط داشته باشد. س: بله واقعا جالب است. ولی شما در فيلمتان موسيقی دريا را به بهترين نحو استفاده کردهايد. ف: به نظرم صدای دريا و امواج همان پيشزمينه صوتیای را ميسازد که صدای ترقهها در «چهارشنبه سوری» میساختند. س: دقيقا همينطور است. در یک گفتگو با مرحوم شکيبايی، خواندم که درباره داریوش مهرجويی گفته بود و این که سر صحنه فيلم «بانو» وقت گرفتن نمايی از بيتا فرهی و زمان گفتن: صدا، دوربين، حرکت به نظر میآمده گفته باشد: صدا، دوربين ، باد!! چرا که همان وقت یک نسيم وزيدن گرفته و دنباله روسری بانو در باد تکان خورده است. حالا اين حکايت شما شده است و به نظرم شما مثل مهرجويی موسيقی دريا را به خدمت گرفتهايد. صدای دريا ابتدای فيلم چنان آرامشبخش و مملو از شادی است که با حال وهوای فيلم تناسب دارد و صدای همين دريا در اواسط فيلم چنان مملو از دلهره ميشود که نياز به هيچ گونه موسيقیای حس نميشود. ف: درست است. س: آقای فرهادی فکر ميکنيد که حضور فيلم در جشنواره برلين چه کمکی به پخش جهانی فيلم بکند و آيا اميدی به اکران عمومی فيلم در ديگر کشورها هست؟ ف: هنوز برای جواب قطعی به این سوال زود است و تعدادی پخشکننده فيلم را ديدهاند. تعدادی هم فيلم را برای چند کشور خواستهاند. تا اينجا متوجه شدم که فيلمی هست که پخشکنندگان خارجی را برای اکران در آن کشورها ترغيب کند. س: آيا «درباره الی» در جشنوارههای بينالمللی ديگری هم شرکت خواهد کرد؟ ف: من شخصا نمیتوانم تصميم بگيرم که فيلم در چه جشنوارههايی خواهد بود. پخشکننده است که تصميم ميگيرد فيلم را به چه جشنوارههایی بفرستد. س: يعنی در آينده نزديک هم معلوم نیست که قرار است در چه جشنواره یا جشنوارههایی شرکت کند؟ ف: چرا. حدود دو ماه ديگر در جشنواره پيونگ يانگ کره خواهد بود. س: آقای فرهادی من در کنفرانس مطبو عاتی درباره الی بودم و چنان که معمول است اکثر رسانههای معتبر دنيا هم حضور داشتند. برخلاف تصورم کمتر به حاشيههای فيلم اشاره شد. شما و بازيگران هم تلاش کرديد که با عث دامن زدن به اين حاشيهها نشويد. آيا شما فکر ميکرديد که جلسه با عث مشکلي شود؟ ف: من وقتی به برلين آمدم شنيدم در روزنامه مهم اينجا (اشپيگل) در مورد حاشيههای فيلم مفصل مطلب نوشتند و حدس ميزدم که جلسه به آن سمتی برود. يکی دو سوال هم در اين ارتباط شد که من اشاره کردم که مطبوعات اينجا قضيه را از آنچه هست درشتتر جلوه دادهاند. البته در خبرهای ايران چنان جلوه داده شد که منظور من مطبو عات داخلی بودند. در ايران بايد بگويم که بچههای مطبوعات در رابطه با اين فيلم و مشکلاتش خيلی کمک کردند که بيجهت فيلم قربانی نشود. به هر حال من با اين فضاسازی که در بازی روزنامههای اينجا شده بود احساس کردم که بيشتر سوالات در مورد اين حواشی خواهد بود. ولی وقتي دو خبرنگار خارجی سوالهايی پرسيدند، اينجا تصورشان در مورد کار ما در ايران به هر حال با توهم همراه است، من گفتم مشکل به اندازهاي که شما تصور ميکنيد نبوده است. اساسا خودم هم عادت ندارم که شکايت به غير ببرم و فکر ميکنم اگر مشکلی هم بوده چرا من آنرا برای رسانههای خارجی بازگشايی کنم؟ و خلاصه خوشبختانه جلسه مطبوعاتی هيچ سمت سياسی پيدا نکرد و نه از طرف ما و نه از طرف خبرنگاران سمت و سويی نگرفت. س: جايی خواندم که فيلم را با ماجرای آنتونيويی مقايسه کرده بودند. ف: من اين فيلم را هنوز نديدهام، ولی باعث خوشحالی است که فيلمم با آن فيلم مقايسه ميشود، ظاهرا از نظر موضوع و نو ع کارگردانی خيلی با هم متفاوتند ولی بخش اول قصه يعنی سفر رفتن دستهجمعی در هر دو فيلم وجودارد. در مورد «چهارشنبه سوری» هم يادم است بعضیها ميگفتند اين قصه تکراری است و هزار بار گفته شده، ولی فيلم علیرغم آن حرفها ماند و خيلیها دوستش دارند. س: آقای فرهادی خیلی از مصاحبه با شما خوشحالم و ممنون از اينکه وقتتان را در اختيار ما گذاشتيد. |
|
منبع : سینمای ما |
Template By: 3000theme.blogfa.com