
وبلاگ اشراق
بارون شكلاتي
سينماي ما
دو دو تا پنج تا
جهان را هرگز فراموش نکن
بازیگران سینما 1
مهناز افشار
سینما میهمان هفته
تئاتر ما
پي سي لوردس
وبلاگ اختصاصي ترانه عليدوستي
عكس شادمهر
چتر كاهي پاييز
درخواست کن ، دانلود کن
سینما سه هزار
دهكده احساس
ماه عسلي
شبگرد عاشق
مهدي علمي نيا
سینما فردا
پایگاه ا طلاع رسانی فیلم کوتاه
سوره سینما
ليلي پوت
سينت مگ
انجمن سينماي جوان
ايران آكتور
مهران مديري
هيلاج
30 نما
گيشه
پيك مستند ايران
پوران درخشنده
پرشيا فيلم
از جنس صداقت
دايره زنگي
علي سنتوري
اصغر فرهادي
مانيفست چو
قالب وبلاگ
::
مهر 1388
::
مرداد 1388
::
خرداد 1388
::
اردیبهشت 1388
::
فروردین 1388
::
اسفند 1387
::
بهمن 1387
::
دی 1387
::
آذر 1387
::
مهر 1387
::
شهریور 1387
::
مرداد 1387
::
تیر 1387
::
خرداد 1387
::
اسفند 1386
افراد آنلاين :
تعداد بازديدها :
BLOGIRAN
خبر ساخت دو سریال: قاسمخانی، معجونی، لولایی و رادش با جوان/ الوند و ژوله با مدیری
|
ديروز در گروه فيلم و سريال شبكه3 سيما يك مجموعه طنز جلوي دوربين رفت. اين مجموعه طنز «سياهچاله» نام دارد و آن را رامبد جوان كارگرداني ميكند. «سياهچاله» كم وبيش حال و هوايي تازه خواهد داشت و پيمان قاسمخاني، نويسنده موفق اين سالهاي طنز، سرپرست نويسندگان اين مجموعه را به عهده خواهد داشت. بجز پيمان قاسمخاني اين مجموعه از نويسندگان ديگري چون محراب قاسمخاني، سروش صحت، عليرضا ناظر فصيحي و فرخ سلطاني نيز بهره خواهد برد. آن گونه كه پيداست، قرار است اين مجموعه در 50 قسمت به صورت هر شب در ايام تابستان از شبكه 3 سيما پخش شود. در اين مجموعه تلويزيوني مانند ديگر مجموعههايي كه با دستمايه طنز ساخته شده باز هم از بازيگران شناخته شده حوزه طنز استفاده خواهد شد. حميد لولايي، حسن معجوني، نصرالله رادش، شقايق دهقان، سحر دولتشاهي، اصغر حيدري، مريم شيرازي و البته خود رامبد جوان، بازيگراني هستند كه در «سياهچاله» به ايفاي نقش خواهند پرداخت. داستان مجموعه سياهچاله كمي نامتعارف به نظر ميرسد: در سياره كوچك آبيرنگي در گوشه پرتي از كهكشان مدتي است موضوعي فكر اعضاي كنفدراسيون راه شيري را به خود مشغول كرده است و آن اين است كه ساكنان سياره زمين بدون ملاحظه مشغول تخريب محيط زيست خود هستند و نادانسته تعادل كهكشان را به هم زدهاند. كنفدراسيون 4 مامور زبده خود را به زمين ميفرستد تا درباره اين موجودات عجيب تحقيق كنند. آنها در قالب يك خانواده در تهران فرود ميآيند و خانه يك كلهپز را اجاره و در آن مستقر ميشوند و اين ابتداي ماجراهاي طنز اين مجموعه است. سياهچاله در لوكيشن اصلي واقع در زعفرانيه جلوي دوربين رفته و محسن چگيني تهيهكنندگي آن را به عهده دارد. در ساخت اين مجموعه، حميد مهيندوست (مدير توليد)، رضا نمازي (مدير تصويربرداري)، عليرضا نوروزيان (صدابردار) ، امين صدرايي (طراح صحنه و لباس)، محراب قاسمخاني (عكاس) و رضا فرساد (جلوههاي ويژه رايانهاي) همكاري ميكنند. خشایار الوند و امیرمهدی ژوله نگارش متن تازهترین مجموعه شبانه مهران مدیری را از هفته آینده شروع میکنند. الوند از نویسندگان مجموعه تازه مدیری به خبرنگار مهر گفت: من، مدیری و ژوله در صحبتهایی که داشتیم به طرحی رسیدیم که قراراست براساس آن مجموعه تازه مدیری شکل بگیرد. کار روی شخصیتها و خط کلی قصهها شروع شده و ازهفته آینده نگارش متن آغاز میشود. وی افزود: موضوعهای مختلف اجتماعی را در این مجموعه مطرح میکنیم. امسال سال اصلاح الگوی مصرف است و مجموعههای مختلفی با درنظرگرفتن این موضوع ساخته میشود، بخشهایی از قصههای این مجموعه هم با این رویکرد نوشته خواهد شد. با توجه به غیبت مهراب و پیمان قاسمخانی، من و ژوله نگارش متن را شروع میکنیم. نویسنده مجموعه "مرد دو هزار چهره" ادامه داد: با توجه به تعداد بالای متن و حجم گسترده کار، احتمالا نویسندگانی به گروه اضافه میشوند.البته باید از دوستانی دعوت به همکاری کنیم که با فضای کارهای مدیری آشنا باشند و بتوانند درشتاب نگارش یک مجموعه روتین با ما همکاری کنند. نام و تعداد قسمتهای این مجموعه هنوز مشخص نشده است. مدیری که نوروز مجموعه "مرد دو هزار چهره" را روی آنتن داشت، کارگردانی مجموعههای "ساعت خوش"، "باغ مظفر"، "نقطهچین"، "پاورچین" و "جایزه بزرگ" را در کارنامه دارد. |
|
منبع : جام جم و مهر |
مهرجویی بالاخره برای یک فیلم بلند پس از «سنتوری» پروانه ساخت گرفت: «میر نوروزی»
|
شوراي صدور پروانه فيلمسازي 35 ميليمتري در جلسه اخير خود براي چهار پروژه سينمايي پروانه ساخت صادر کرد. به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، فيلمهاي «بلنديهاي شهر» به تهيهکنندگي و کارگرداني علي قويتن، «پوپک و مش ماشاالله» به تهيهکنندگي منيژه حکمت و کارگرداني فرزاد مؤتمن، «مير نوروزي» به تهيه کنندگي فرامرز فرازمند و کارگرداني داريوش مهرجويي و «پنج سي سي لالايي» به تهيه کنندگي سيد احمد ميرعلايي و کارگرداني حميدرضا سليميان ( کارگردان اول) عناوين پروژههايي است که از اين شورا پروانه ساخت دريافت کردهاند. «داريوش مهرجويي» كه پروانه ساخت فيلمنامه «ميرنوروزي» را دريافت كرده، با ساخت اين فيلم به سينماي كودك و نوجوان باز ميگردد. «فرامرز فرازمند» تهيهكننده فيلم سينمايي «مير نوروزي» جديدترين پروژه داريوش مهرجويي در اين باره گفت: قرار است فيلمنامه «ميرنوروزي» توسط داريوش مهرجويي بازنويسي شود و پس از بازنويسي وارد مرحله توليد شود. وي با اشاره به مضمون اين فيلمنامه گفت: اين فيلمنامه در ژانر كودك و نوجوان قرار دارد و اقتباسي از داستانهاي فولكلور است و پروژهاي است كه تمركز خود را امسال روي آن قرار ميدهيم. فرازمند گفت: تابستان اين پروژه سينمايي به طور جدي وارد مرحله فيلمبرداري ميشود. وي در انتها افزود: هنوز تصميمي راجع به بازيگران فيلم گرفته نشده ولي بزودي اين اتفاق ميافتد. بر اساس اين گزارش، داريوش مهرجويي سالها قبل فيلمهاي سينمايي «شيرك» ( 1366) و «مدرسهاي كه ميرفتيم» (1359) را در ژانر كودك و نوجوان كارگرداني كرد كه از آثار ماندگار اين ژانر در سينماي ايران محسوب ميشوند. از سوی دیگر با دريافت پروانه ساخت فيلم «پوپك و مش ماشاءالله» به كارگرداني «فرزاد مؤتمن» و تهيهكنندگي «منيژه حكمت» اين پروژه سينمايي در خرداد ماه وارد مرحله فيلمبرداري ميشود. «منيژه حكمت» با اعلام اين خبر اظهار داشت: طي مذاكراتي كه صورت گرفته احتمالا «امين حيايي» ،«رضا ناجي»،«مهناز افشار» ،«سروش صحت»،«بهاره رهنما»، در اين پروژه خواهند بود و باقي بازيگران نيز به زودي اعلام ميشود. وي درباره عوامل ديگر اين پروژه گفت: منتظر بازگشت محمود كلاري از آمريكا هستيم تا به زودي زمان كليد خوردن فيلم را اعلام كنيم. حكمت با اشاره به مضمون اين فيلمنامه پوپك و مشتي ماشاءالله گفت: اين فيلمنامه اثري كمدي - اجتماعي است و فكر مي كنم در اين ژانر، يكي از بهترينها باشد. بر اساس اين گزارش فيلمنامه «پوپك و مش ماشاءالله» بر اساس طرحي از محمود آيدين توسط «سروش صحت» به نگارش درآمده است. |
|
منبع : فارس |
عكس هاي مراسم تشييع پيكر پيمان ابدي
هامون
|
محمد رحمانيان نمايش جديد خود را براساس فيلم «هامونبازان» ماني حقيقي به صحنه ميبرد.
، اين نمايش كه «هامونبازان» نام دارد از 21 تيرماه بهمدت 30 شب در فرهنگسراي نياوران اجرا ميشود.
به گفتهي رحمانيان؛ هنوز گروه بازيگران اين نمايش كامل نشده و قرار است بهزودي تركيب قطعي بازيگران اين نمايش مشخص ميشود. «هامونبازان» مستندي از ساختههاي ماني حقيقي است كه بعد از 18 سال از ساختهشدن «هامون» داريوش مهرجويي ساخته شد. حقيقي براي تكميل ساخت اين فيلم مستند از تمام علاقهمندان و حتي كساني كه از اين فيلم بيزار بودند خواست تا دلايل علاقه يا تنفر خود را از اين فيلم عنوان كنند. «هامون» ساختهي داريوش مهرجويي در سال 69 به نمايش درآمد و توانست از هشتمين جشنوارهي فيلم فجر، سيمرغ بهترين كارگرداني، بهترين فيلم ، بهترين بازيگر مرد، بهترين فيلمبرداري و بهترين تدوين را دريافت كرد. بازيگران: خسرو شكيبايي، بيتا فرهي، عزت الله انتظامي، حسين سرشار، توران مهرزاد، امرالله صابري، جلال مقدم، فتحعلي اويسي، اسدالله يكتا، سيما تيرانداز، آنيك شفرازيان در خلاصه داستان هامون آمده است: حميد هامون كه با همسرش دائم كشمكش دارد، زندگي كابوس گونه خود را مرور ميكند. او كه مشغول نوشتن رسالهاش درباره عشق و ايمان است در پي دوست قديمي و مرادش علي عابديني ميگردد. خانه و كاشانهاش را ترك مي كند و دست به اعمال ديوانهواري ميزند. او در حالتي پريشان، در پي شكستهايش خود را به امواج دريا ميسپارد، اما علي عابديني او را نجات ميدهد. |
|
منبع : ایسنا |
|
از ارسال پیامک تا ماجرای آگهیهای بازرگانی سینمای ما - سريال حضرت يوسف (ع) در مدت زمان 10 ماه که از شبکه اول سيما پخش شد حاشيه هاي بسياري را در بر داشت که از جمله آن مي توان به اتهام برخي از منتقدان به سفارشي و تبليغاتي بودن آن اشاره کرد. سريال حضرت يوسف (ع) در 45 قسمت 50 دقيقه اي از سيما پخش شد و با استقبال مردم مواجه شد. سلحشور تهيه کننده و کارگردان اين اثر تلويزيوني در بخشي از يادداشت هاي خود آورده است: سريال حضرت يوسف(ع) در سال 81 در 40 قسمت و ده مجلد تقريباً 200 صفحه اي به اتمام رسيد و جهت مطالعه به شوراي سناريوي سيما فيلم تحويل داده شد. وي در اين يادداشت ادامه مي دهد: آقاي لاريجاني به زياد بودن قسمت ها اعتراض داشت و از بنده قول گرفت که قسمت ها را به 27 قسمت تقليل دهم . بنده به شرط آنکه اعضاي نقد و بررسي سيما فيلم بگويند کدام قسمت ها و کجاهاي متن سريال کوتاه شود پذيرفتم. يازده ماه تمام درهفته 2 تا 3 جلسه در سيما فيلم با حضور " رضا بالا "مسئول فرهنگي و پنج تن از برادران سيما فيلم و آقاي ابراهيمي تشکيل شد و تمام 40 قسمت سريال مطالعه ومورد نقد و بررسي قرار گرفت و بخش هايي از آن اصلاح شد و در نهايت نه تنها از متن سريال و تعداد قسمت ها کم نشد که مقداري هم اضافه شد .اين موضوع نشان از استحکام متن داشت که به سادگي قابل تغيير و حذف و اضافه نبود و به اقرار برادران سيما فيلم تا آن زمان براي هيچ متني اينهمه مطالعه و بررسي صورت نگرفته بود. سلحشور مي افزايد: چرا بزرگان متن حضرت يوسف (ع) را نخوانده اند؟ بعد از تصويب تصميم گرفتم که متن را در اختيار اساتيد و علما قرار دهم ولي به چند نفر که گفتم کسي فرصت و توان مطالعه ده جلد سناريوي 200 صفحه اي را نداشت و اين مطلب بسيار مهمي است که برخي سئوال مي کنند کدام يک از بزرگان و علما متن شما را خوانده اند. پاسخ اينست که : گروهي که ما براي نگارش انتخاب کرديم با تکيه به قرآن و اهل بيت و تفاسير شيعه توان کمي نداشتند و مي توانستند به خوبي از عهده کار برآيند. مطالعه دو هزار صفحه متن کار آساني نبود و کسي حاضر نبود آنرا مورد مطالعه قرار دهد. *آغاز سريال هفتم تير ماه سال 1387 بود که سريال حضرت يوسف (ع) از شبکه اول سيما پخش شد. حدود 10 قسمت از اين سريال گذشته بود که انتقادات به اين سريال تاريخي آغاز شد. در ابتدا انتقادات به داستان سريال وارد شد و اين موضوع تا جايي پيش رفت که حتي برخي از علما نيز به اين سريال واکنش نشان دادند. آيت الله سبحاني نخستين منتقد اين سريال بود. اين استاد حوزه با تقدير از ساخت سريال و فيلمهاي سينمايي در معرفي انبيا به مردم گفت: بدليل حساسيت و حرمتي که شخصيت انبيا دارند بايد قبل از پخش، به نظر اهل فن رسيده تا به مقام والاي پيامبران خدشهاي وارد نشود. وي خاطرنشان کرد: حتي بايد در مراحل مختلف ساخت اين آثار از حضور مفسران قوي استفاده شود تا از هر گونه خطا جلوگيري به عمل آيد. اين استاد حوزه با اشاره به بيان برخي مسائل در سريال يوسف پيامبر گفت:برخي از موارد که جز اسرائيليات است نبايد در متن سريال پخش شود و مسائلي همچون نزول وحي و معجزات به شکل امر عادي و افسانه بيان نشود.اين درست نيست که حضرت يوسف بر بت زليخا تعظيم کرد، در تاريخ هست که زليخا بت خود را در مقابل حضرت يوسف (ع) پوشانيد و در اينجا حضرت يوسف (ع)، خداي خود را معرفي کرد؛رسانهها بايد عقلاني و پيرو مکتب و شريعت باشند. حضرت رسول (ص) غل و زنجير بتپرستي را از تمام ملت گشود و آزاد انديشي را ترويج کرد، بشر، نبايد مقلد باشد و بايد از عقل و انديشه پيروي کند. در ادامه شيخ حسين انصاريان نيز بر برخي از بخش هاي سريال ايراداتي را وارد کرد و اين انتقادات با پخش اولين بخش هاي سريال حضرت يوسف اتفاق افتاد. برخي از رسانه به اين انتقاد که البته يک نصيحت عالمانه است دامن زدند و در تيتر نخست خود آوردند: "آيت الله سبحاني نخستين منتقد سريال حضرت يوسف(ع)". فرج الله سلحشور نويسنده و کارگردان اين سريال در نشست خبري که در خبرگزاري ايرنا برگزار شد به اين انتقادات پاسخ داد و گفت: ما هر مطلبي که بخواهيم درباره قصص قرآني بخوانيم از ذهن علما و بزرگان ما است. ما در اين سريال خدمت آيت الله جوادي آملي، آيت الله مکارم شيرازي و آيت الله مصباح و بزرگاني همچون سيد مهدي مير باقري رسيديم. علما اطلاعات منحصربه فردي دارند که اگر از آنها استفاده نشود سبب غفلت است. ما از اين بزرگان در قبل و حين کار استفاده کرديم. متاسفانه فرصت نشد فيلمنامه را اين بزرگواران بخوانند اما فيلم داستان ها را مطالعه کردند. ضمن آنکه حجم فيلمنامه بسيار زياد و مطالعه آن کاري زمانبر بود(بعداز صحافي 10 جلد 200 صفحه اي شد). *بودجه 12 ميلياردي دروغ 13! بعد چنين انتقاداتي نوبت به بررسي بودجه سريال يوسف پيامبر رسيد و در اين حين بود که اخبار ضد و نقيضي در خصوص بودجه اين سريال جنجال به پا کرد. گمانه زني هاي بودجه اين سريال توسط برخي از افراد به 12 ميليارد هم رسيد و رقم هاي متناقض همه را سردرگم کرده بود. سلحشور در واکنش به اين اخبار، بودجه اين سريال را يک چهارم برخي از سريال ها خواند و گفت: 6 ميليارد و 400 ميليون تومان از بودجه ساخت اين سريال از صدا و سيما و 600 ميليون نيز از منابع ديگر ونيز کمک هاي مردمي تامين شد. اين بودجه در طول 3 سال ساخت اين اثر تلويزيوني هزينه شد و عوامل اين فيلم ،مصر را در نزديکي شهرک سينمايي دفاع مقدس بازسازي کردند که هزينه بسياري را در برداشت و منتقدان بدان توجه نکردند. حاشيه هاي يوسف پيامبر به اينجا ختم نشد و موضوع دستمزدهاي کلان بازيگراني همچون کتايون رياحي، محمود پاک نيت و مصطفي زماني و... پيش آمد. سلحشور اين بار براي شفاف سازي و رفع اتهام ،دستمزد بازيگران سريال را نيز اعلام کرد تا خيال همه منتقدان را راحت کند اما نمي دانست برخي منتقدان دست بردار نيستند و اگر اين موضوع نيز روشن شود بدنبال جرياني ديگر مي روند. وي گفت: برخي اصرار دارند بگويند در اين سريال دستمزدهاي کلان پرداخته شده است. به عنوان نمونه جهانبخش سلطاني(آمن هتپ سوم) در عرض 5 ماه کارکرد 8 ميليون تومان و رضوي(سردار هورن هوپ)ماهانه يک ميليون گرفته اند . تنها بازيگران گرانقيمت اين سريال محمود پاک نيت (يعقوب نبي)و کتايون رياحي(زليخا) بودند که ماهانه 3 و نيم ميليون دريافت مي کردند. اين ارقام در حالي است که در سريال هاي ديگر بازيگران 18 تا 20 ميليون تومان دستمزد دريافت مي کنند. * سفرهاي استاني در اين اثنا بود که سريال به قسمت هاي قحطي و ذخيره سازي گندم رسيده بود. در اين بخش ها حضرت يوسف(ع) به شهرهاي مختلف سرکشي مي کرد تا بر سيلوي گندم ها نظارت کند. اينجا بود که برخي منتقدان گفتند که اين سريال به سفارش دولت نهم ساخته شده و تبليغاتي براي احمدي نژاد است. کار به جايي رسيد که حتي شخصيتهاي خوب و بد نيز با برخي از مردان سياسي مقايسه شدند و اينگونه بود که حاشيه اي ديگر آغاز شد و همه منتظر بودند تا ببينند جواب سلحشور در اين باره چيست. تهيه کننده سريال حضرت يوسف (ع) در اين باره گفت: بنيانگذار سفرهاي استاني رهبر معظم انقلاب است. اگر ما تقليد کرده باشيم بايد از محضر معظم له آموخته باشيم. دکتر احمدي نژاد را کسي در آن دوران نمي شناخت. در نگاه ما تفاوت هايي وجود دارد که مانع از اين مي شود بگوييم اين کار تقليدي است. ما از اينکه براي احمدي نژاد تبليغ کنيم باکي نداريم و وظيفه خود مي دانيم که حمايت کنيم اما با همه اين احوالات حضرت يوسف براي تبليغات احمدي نژاد ساخته نشده است. وقتي مشغول ساخت سرکشي حضرت يوسف بوديم سفر رهبر معظم انقلاب به قزوين اتفاق افتاد اين سفر را دوستان براي من توضيح دادند و اي کاش مي رفتم که مي فهميدم يوسف يعني چه و مديريت يعني چه. نسخه اصلي اين سفرها رهبر معظم انقلاب است. ايشان در اين سفرها همه حرف ها را مي شنيدند و به بخش هاي گوناگون سفير مي فرستادند و حتي دستور مي دادند براي اينکه حق کسي از مغازه داراني که کسب خود را به دليل حضور مردم تعطيل مي کردند تضييع نشود هزينه روزانه آنها توسط سفيران ايشان پرداخت مي شد تا متضرر نشود. سلحشور با سياسي خواندن اين اظهارات خاطر نشان کرد: اين حرف ها جنبه سياسي دارد و آنهايي که در برکه انتخابات در حال غرق شدن هستند به هر خار و خسي چنگ مي زنند. اينها شعار انتخاباتي است و از سر استيصال مطرح مي شود. *عشق زميني بعد از اين پاسخ ها اين نکته مطرح شد که چرا در اين سريال زليخا بيش از اندازه براي رسيدن به عشق دنيوي خود سرگشته مي شود؟ مگر اين سريال مذهبي نيست؟ اين انتقادات در حالي مطرح مي شد که هنوز حدود 8 قسمت از اين سريال باقي مانده بود و قسمت هايي که زليخا از ديدن يوسف امتناع مي کند پخش نشده بود. نويسنده سريال يوسف (ع) در اين باره گفت: با زليخا مي توان عشق را تداعي کنيم ، درست است که اين عشق با فکر گناه در ذهن زليخا پديد آمده است اما او اين خطا را متوجه مي شود شعله اين عشق در زليخا باقي مانده و بخاطر آن زنده مي ماند و به جايي مي رسد که موحد مي شود. اگر ما به اين نمي پرداختيم جفا مي کرديم. اگر ببينيم او پشيمان شده است درست است نه اينکه او را بعد از گناه آزاد نشان دهيم که متاسفانه برخي در اين زمينه دنبال بهانه گيري هستند. سلحشور در ادامه با اشاره به سريال هاي مشابه در دنيا و گرايش آنها به سوي بخش نفساني گفت: تاکنون نمونه اي نداشته ايم که سراغ انبيا بروند و به جنبه نفساني آن توجه نشود. من نگران بودم چنين اتفاقي تکرار شود و با کمبود بودجه اين مهم را بر خود تکليف دانستم. ديگر نکته اي درباره اين سريال نمانده بود تا اينکه برخي به بخش هاي اول اين سريال متوسل شدند و گفتند سريال يوسف (ع) ترويج چند همسري است و ساخت چنين سريالي بر پيکر جامعه لطمه مي زند. سلحشور در اين باره خاطرنشان کرد: چند همسري در مذهب و مکاتب الهي وجود داشته است. حال اگر اين فرهنگ بنا به دلايلي تغيير کرده از عوارض دنياي امروز است. از پيامبر تا انبياء سلف ،همسر دوم و سوم اختيار مي کردند. اين موضوع در گذشته بوده و در خيلي از ممالک اسلامي هنوز اين فرهنگ وجود دارد ولي در بين شيعيان با آن برخورد مي شود. اين مطلب وجود داشته و من به دليل خرسندي فمينيست ها نمي توانستم آن را در اين سريال نشان ندهم و بازهم تأکيد مي کنم قصد ما ترويج چند همسري نيست بلکه بيان سند تاريخي است. با مطرح شدن مباحثي همچون ترويج چند همسري برخي از افراد با اعمال فشار بر صدا و سيما تلاش کردند که بخش هاي پاياني سريال يوسف (ع) که در ارتباط با ازدواج زليخا و يوسف بود حذف شود و حتي 3 قسمت مانده به پايان اين سريال برخي با مطرح کردن خبر پايان سريال يوسف پيامبر تلاش کردند تا اين بخشها حذف شود که اين خواست با عکس العمل و موضعگيري بموقع کارگردان محقق نشد. *پيامک هاي يوزارسيفي و درآمدهاي اقتصادي به نفع مخابرات جذاب ترين حاشيه اي که در حين پخش سريال يوسف(ع) رخ داد ارسال پيامک هاي يوزارسيفي بود و بازار اين نوع پيامک ها رونق پيدا کرد به حدي که مي توان گفت نه تنها در ايران شايد در تمام دنيا تنها سريالي بود که به اين موقعيت و افتخار نائل مي آمد که دوستداران و مخالفانش اينگونه از خور و خواب خود زده و در ساخت پيامک هاي جديد بعداز پايان هر قسمت از همديگر سبقت بگيرند. در بخشي از اين پيامک ها آمده بود: سفرهاي استاني يوزارسيف آغاز شد(خبرگزاري مصر)، خبرگزاري مصر لحظاتي پيش از سفرهاي استاني و مخالفت معبد امون با طرح تحول اقتصادي خبر داد، يوزارسيف در برنامه هاي قحطي زدايي خود از برنامه هاي احمدي نژاد استفاده کرد وي با ديدن اشراف زادگان در حال بررسي طرحي براي مقابله با اشراف زادگان است(طرح سهميه بندي بنزين)، يوزارسيف: من خادم شما هستم (ستاد انتخاباتي احمدي نژاد)،اينها بخشي از هزاران و شايد ميليونها پيامکي است که در طول 10 ماه پخش اين سريال در مدح و يا نقد اين برنامه ساخته شد که در نوع خود يک رکورد محسوب شود. ضمن آنکه سرعت ساخت اين پيامک ها بقدري بود که جاي تامل داشت. در هر صورت اين هم بخشي از حاشيه هاي سريال حضرت يوسف (ع) بود. *جريان پخش تبليغات بازرگاني قبل و در حين پخش سريال اما اين پايان کار نبود. سيما به دليل موضوع قرآني و به درخواست عوامل و البته مخاطبان تصميم بر آن گرفته بود که در حين پخش اين سريال تبليغات بازرگاني پخش نکند که البته اين موضوع در بخش هاي پاياني سريال يوسف (ع) اعمال شد. ضمن آنکه سيما قبل از پخش اين سريال حدود 10 تا 15 دقيقه تبليغات بازرگاني پخش مي کرد که در نوع خود يک رکورد محسوب مي شود! از حق نگذريم با اينکه قول هايي مبني بر تصحيح گريم سريال يوسف پيامبر شده بود بازهم اين اشکال در سريال ديده مي شد. مشکل چهره پردازي حتي در بخش هاي پاياني سريال نيز وجود داشت و شايد بتوان گفت چهره پردازي پاشنه آشيل سريال يوسف پيامبر بود. با همه انتقاداتي که به اين سريال وارد شد کشورهاي عربي مانند بحرين و کويت از اين سريال استقبال کردند. در جايي که بسياري از شبکه هاي عربي با پخش آثار هاليوودي قصد نشاندن مخاطب را پاي برنامه هاي خود داشتند با پخش سريال حضرت يوسف (ع) متعجب شدند زيرا اين سريال با استقبال مردمي اين کشورها مواجه شد. به گفته بسياري از دوستان اين علاقه در داخل بيشتر بود به حدي که در زمان پخش قسمت پاياني لااقل در کوچه وخيابانهاي تهران ترددها کمتر بود و مردم براي پخش اين سريال پاي تلويزيونها نشسته بودند. از اين رو بنظر مي رسد ساخت سريال هاي ديني و مذهبي يکي از نيازهاي امروز جامعه است و بايد فضايي فراهم شود تا از نقدهاي مغرضانه کاسته و بر نقد دلسوزانه افزوده شود. |
|
منبع : عصر ایران |
پورسرخ، فروتن، زمانی و حسینی؛
|
چند پاراگراف درباره مدل موی چند ستاره سینمای ما - طبيعي است كه ستارههاي آسمان هنر و ورزش ايران هم به تبعيت از همتايان خود در ديگر كشورها به دنبال صورت زيبا هم باشند و بخش مهمي از اين صورت زيبا لاجرم در موي آنان خلاصه ميشود. آن قدر اين مو و فرمش براي ستارگان دوران حاضر اهميت پيدا كرده كه خيلي از آنها نهتنها براي موي سر خرجهاي به نسبت چشمگيري ميكنند كه بعضي وقتها خودشان هم يك تنه وارد گود ميشوند و در مقام يك استايليست سلماني ميزنند و دم و دستگاهي به راه مياندازند. نیکبخت واحدی به قول همه آنهايي که دنبال مدل مو هستند و سبک مو برايشان اهميت دارد، عليرضا نيکبخت،style ثابتي ندارد. هر هفته، وقتي علاقهمندان فوتبال يک مسابقه از او را تماشا ميکنند، معمولا نيکبخت را با چهره جديدي ميبينند. در بين ستارههاي فوتبال و البته سوپراستارهاي سينمايي بيشتر از بقيه مشتري آرايشگاه است. سعي ميکند هميشه تغييراتي در فرم موهايش دهد. آرايشگري که روي موهايش کار ميکند، معتقد است که اگر در انگليس به دنيا ميآمد و فوتباليست بود، پتانسيل بکام شدن را داشت. البته به لحاظ style و اگر در اسپانيا به دنيا ميآمد، مثل رائول. تفاوتي که با بقيه ستارههاي فوتبال و البته سوپراستارهاي سينمايي دارد، اين است که خودش هم مدل موهايش را تغيير ميدهد. اين برميگردد به همان تنوعي که خودش از آن صحبت ميکند. نيکبخت دوست دارد در همه موارد ظاهري به اصطلاح «تک» باشد. در لباس پوشيدن، بيني، گونه و... او خوب ميداند که در حال حاضر الگوي بسياري از جوانان است. گفته ميشود حواسش را جمع ميکند تا مدل موهايش طوري نباشد که ديگر او را الگو قرار ندهند. پوريا پورسرخ؛ طعم وفا او هم مثل نيکبخت است. البته به پاي نيکبخت نميرسد، ولي پوريا پورسرخ هم تنوع را دوست دارد و سعي ميکند style تازهاي داشته باشد. يکي از تفاوتهايش با نيکبخت اين است که خودش کمتر مدل موهايش را تغيير ميدهد و ظاهرا تبحر هافبک پرسپوليس را ندارد. با اين وجود، در فيلمهايش، وقتي او را ميبينيد مطمئنا متوجه مدل جديد موهايش ميشويد. پورسرخ حالا ديگر فيلمهاي زيادي بازي کرده و چهرههاي متفاوتي از اين بازيگر ديده شده؛ اما مدل موهايش در يکي از اولين فيلمهايش طرفداران زيادي داشته. شايد تصور شود که حضور پورسرخ در يکي از فيلمهاي سينمايي مورد قبول واقع شده. ولي اينطور نيست. اتفاقا بازياش در سريال پرطرفدار «وفا» مورد قبول بوده و هنوز از مدل موهايش در اين سريال تعريف زيادي ميشود. اما از آنجايي که پورسرخ مدل مو زيادي تغيير ميدهد، نميخواهد به روزهايي برگردد که هنوز ستاره نشده بود. مصطفي زماني؛ يوزارسيف کات پيش از اينها، اگر کسي نامي از او ميآورد، اتفاق خاصي نميافتاد؛ تنها جملهاي که احتمالا گفته ميشد، اين بود؛ «نمي شناسمش!». اما الان مدتي است که وقتي نامش به ميان ميآيد، اين جمله شنيده ميشود؛«يوزارسيف...»زيرا قبل از اين سريال، سابقه بازيگري نداشت و حالا در شرف بازي در يک فيلم سينمايي است. مطمئنا style زماني در سريال يوسف پيامبر بايد به گونهاي ميبود که نشان دهد براي گذشتهاي بسيار دور است. البته اين بماند که موهاي زماني پيش از حضور در عرصه بازيگري هم بلند بود. با اين وجود، در حال حاضر موهايش کوتاه شده. به گونهاي که به محبوبيتش هم در نقش يوزارسيف لطمهاي وارد نشود. حالا در فيلم جديد مدل موي جديدش را خواهيد ديد. آن وقت نظر دهيد که اولي بهتر است يا دومي؟! علي کريمي؛ ماندگار سعي دارد خودش را در همان تيپي نگه دارد که مردم و البته علاقهمندان به دريبلهايش در زمين مسابقه ميخواهند. براي همين او را به همان شکلي ميبينند که مدتي به امارات رفت و بعد از آنجا به بايرن مونيخ. حتي حضور در بهترين باشگاه آلماني هم نتوانست کريمي را مجاب به تغيير در مدل موهايش کند. حتي بعد هم که به قطر رفت به همين شکل بود و دست آخر حضور دوباره در ليگ برتر ايران. موهايش مثل هميشه بلند است. در هنگام بازي معمولا دستي به آن ميکشد و آن را به پشت سر هدايت ميکند تا جلوي ديدش را نگيريد. خودش و آرايشگري که موهايش را درست ميکند، معتقدند طرفدارانش کريمي را با اين مدل مو دوست دارند. پس منتظر مدل موي جديد از جادوگر نباشيد؛ حداقل تا زماني که او را در زمين فوتبال ميبينيد. جواد نکونام؛ قابل قبول حالا هر طور که ميخواهيد فکر کنيد؛ گفته ميشود style جواد نکونام قابل قبول است. يعني مدل موهايش طوري است که ميشود به هر شکلي درآورد. البته اين تعريفها از نظر کسي است که روي موهايش کار ميکند و به قول خودش روي موهايش اِتود ميزند. مثلا برنامه 90 را به ياد بياوريد که يکي از ميهمانان برنامه هافبک اوساسونا بود. او البته بنا به محدوديتهاي تلويزيون بايد برخي مسائل را رعايت ميکرد. به خصوص اينکه در استوديو، وقتي ميهمان برنامه حضور دارد، دوربين بايد روي چهرهاش زوم کند. اما همين موضوع هم باعث نشد که fashion نکند. اما فرم موهايش طوري بود که کارگردان برنامه روي چهرهاش زوم کرد تا تغييرات در مدل موهايش ديده شود. به هر حال، نکونام را اگر به زودي با مدل موي جديد ديديد، تعجب نکنيد. او هم تنوع را ترجيح ميدهد. شهاب حسيني؛ سوپراستار نيست بازياش در «سوپراستار» به قدري مورد تحسين قرار گرفت که ديگر از بازياش در «درباره الي» خيلي گفته نشد. حضورش در فيلم سوپراستار البته شهاب حسيني را به عرش رساند، طوري که لقب بهترين بازيگر مرد را در آخرين جشنواره فيلم فجر به خود اختصاص داد. او گرچه در اين فيلم ثابت کرد سوپراستار است، اما علاقهمندان به او يا فيلمهايش بدانند که حسيني ديگر «سوپراستار» نيست. او خيلي زود با آنچه در فيلم بود، فاصله گرفت. البته به لحاظ بازيگري افت نکرده، ولي ديگر آن چهره فيلم سوپراستار نيست. وقتي متوجه تغييرات عمده در style او شويد. مدل موهاي حسيني در حال حاضر کوتاه است. به او پيشنهاد شد که موهايش را کوتاه کند و فرم ديگري به آن دهد و حالا چنين اتفاقي رخ داده. البته براي کوتاه کردن موهايش کلي فکر شده؛ يعني طوري که تغييرات در مدل موهايش صدمهاي به شکل ظاهري و موقعيت ويژهاي که در سينماي ايران پيدا کرده،نزند. شايد او خواسته از فيلم «سوپراستار» فاصله بگيرد تا باز هم بتواند ستاره شود و شايد هم... به هر حال،style جديد مبارک! محمدرضا فروتن؛ ريسک نميکند کمتر پيش ميآيد که مدل موهايش تغيير کند. محمدرضا فروتن تقريبا همان ستاره سينمايي است که بود؛ با همان موهاي کوتاه و البته موهايي که به نظر ميرسد فرم خاصي ندارد. اما اين دليلي نيست که فروتن به مدل موهايش اهميت نميدهد. اتفاقا او هم دست کمي از بقيه سوپراستارهايي که مدل موهايشان توي چشم و برجسته است، ندارد. اين موضوع وقتي پيداست که بدانيد او هم به همان آرايشگري ميرود که بسياري از ستارهها ميروند. او هنوز به اين نتيجه نرسيده که موهايش را بلند کند و مدل جديدي را امتحان کند. حتي اطرافيانش هم به فروتن چنين پيشنهادي نکردهاند. البته نه اينکه تغيير مدل مو به اين چهره سينمايي نميآيد. ظاهرا فروتن هم بدش نميآيد که مدموهايش تغيير کند. اما او و اطرافيانش به اين نتيجه رسيدهاند که فعلا چنين شرايطي وجود ندارد؛ به نوعي از اين کار هراس دارند و البته ريسک محسوب ميشود. زيرا فروتن چهره مطرح و دوست داشتني سينما به حساب ميآيد و هر تغييري روي فرم موهايش ميتواند توي ذوق طرفدارانش بزند. براي همين اين تغيير به آينده موکول شده و اينکه شرايط براي اين کار فراهم شود. |
|
منبع : اعتماد ملی |
تارانتينو ميگويد كه سازنده پس از ديدهشدن فيلم برملا ميشود و ممكن است كه از اين مساله خجالت بكشد
|
حميد نعمتا... معتقد است: تقسيمبندي بازيگران به دو نوع گيشهاي و هنري موضعگيري بسيار تندي است و در همه دنيا استفاده از بازيگراني كه توانايي جذب مخاطب و گيشه را دارند، امري طبيعي است. فيلم سينمايي «بوتيك» به كارگرداني حميد نعمتا... بعد از ظهر روز گذشته ـ 5 ارديبهشت ماه ـ از سوي انجمن منتقدان و نويسندگان در خانه سينما به نمايش درآمد و با حضور كارگردان محسن آزرم و مازيار فكري ارشاد (منتقد) و علي اعلايي (مجري و منتقد برنامه و يكي از بازيگران فيلم ) مورد بررسي قرار گرفت. حميد نعمتا... در اين جلسه در پاسخ به سوالي كه نظر او دربارهي «بوتيك» را پس از گذشت شش سال جويا شده بود، گفت: بعد ازجشنوارهي فجر و زمان اكران اين فيلم ديگر هيچگاه نتوانستم به تماشاي آن بنشينم. امروز هم خود من در سالن اين فيلم را نديدم و به همين دليل نميتوانم بگويم كه اكنون آن راچگونه ميبينيم. او ادامه داد: تارانتينو ميگويد كه سازنده پس از ديدهشدن فيلم برملا ميشود و ممكن است كه از اين مساله خجالت بكشد و بعدها من هم متوجه شدم كه يكي از دلايلي كه دوست ندارم فيلمهايم را در حضور خودم ببينند اين است كه به هرحال هر فيلم بخشي از وجود فيلمساز است و پس از ديدهشدن برملا ميشود. اين مساله ربطي به خوب و بد فيلم هم ندارد. كارگردان «بوتيك» در بخش ديگري از اين جلسه و در پاسخ به مطلبي كه «بوتيك» را فيلمي شهري و اجتماعي ميدانست، عنوان كرد: از آنجا كه خود بنده و والدينم متولد تهران هستيم، هيچجاي ديگري را بهخوبي تهران نميشناسم و در مورد بُعد اجتماعي يا جامعه شناسانه اين فيلم هم بايد بگويم كه از ابتدا فيلم خود را با يك ديدگاه جامعهشناسانه و يا شخصيت محور شروع نميكنم. بلكه ابتدا بهوجود انسانها ميپردازم و بعد در ارتباط با آن جامعه نيز شكل ميگيرد. او در ارتباط با نقشآفريني متفاوت محمدرضا گلزار و استفاده از يك بازيگر گيشهاي در اين فيلم هم عنوان كرد: به نظرم تقسيمبندي بازيگران به دو نوع گيشهاي و هنري بسيار تند است. به هرحال بازيگران سينماي ايران را هم ميتوان مانند تدوينگران، فيلمبردارها و ... مورد استفاده قرار داد و گاه حتي ميتوان از انرژي آنها براي جلب گيشه هم بهره برد. اين شيوهاي رايج است كه در همه جاي دنيا هم اين مساله هست. بههر حال من از كاركردن با گلزار راضي بودم و نكتهاي كه دراين ميان حائز اهميت است آنكه او در هنگام ساخت اين فيلم مانند امروز مشهور نبود و گاه حتي او را با رادان اشتباه ميگرفتند. اما از همان زمان ميشد حدس زد كه او تا پايان ساخت فيلم جزء بازيگران شناخته شده باشد و اين مساله در زمان اكران كمك كند. كارگردان «بيپولي» در بخش ديگري از اين نشست هم به مسالهي چگونگي بازيگرفتن از بازيگران پرداخت و گفت: بهطور كلي فكر ميكنم يك بازي خوب حتي پيش از فيلمبرداري و انتخاب بازيگر شروع ميشود، چرا كه اگر در فيلمنامه موقعيت يا ديالوگ اشتباهي وجود داشته باشد بازيگر قطعا نخواهد توانست آن قسمت را ايفا كند و به نظر من مشكل در بازي از فيلمنامه شروع ميشود. موضوع انتخاب بازيگر هم يكي از موارد فوقالعاده مهم است. گاه عدهاي از بازيگران به نقش مورد نظر شما بسيار نزديك هستند و ديگران هم براين مطلب صحه ميگذارند، اما به نظر من هميشه همان گرايش اول صحيح نيست. او ادامه داد: وقتي همه اعتقاد دارند كه يك بازيگر براي ايفاي يك نقش مناسب است، پس اتفاق مهمي در بازي او نخواهد افتاد. نكته ديگر هم آنكه در نهايت دكوپاژ، تدوين و ساير موارد هم نقش بسياري در ايفاي نقشها خواهند داشت. نعمتا...همچنين عنوان كرد: فكر ميكنم كه توضيحات اضافه و پيچيده دربارهي نقش كار درستي نيست و فكر نميكنم كه حرفزدن در مورد شخصيت هم فايده زيادي داشته باشد. در نهايت همه چيز بستگي به خود بازيگر دارد و دراين ميان ارائهي ايدههاي نو به بازيگر مسالهاي مهم است، اما با اين حال بازي خوب مانند يك راز است كه تنها توسط خود بازيگر اتفاق ميافتد، البته همانطور كه گفتم مواردي مانند دكوپاژ و تدوين و ... هم تاثير بسياري دارند اما بخش عمدهاي از ماجرا بستگي به بازيگر دارد كه او به سراغ نزديكترين برداشتها نرود و با استفاده از ابتكارش از مثالهاي دورتر بهره ببرد. به هرحال اگر بازيگري بدبازي كند هيچكس قادر نخواهد بود كاري كند و گاه كارگردان مستاصل ميشود، اما به هر حال بايد هر ترفندي كه در ذهن دارد پياده كند. اين كارگردان در بخش ديگري از اين جلسه و در پاسخ به مطلبي كه طنز «بيپولي» را در مقايسه با «بوتيك» بيشتر ميدانست هم گفت: «بيپولي» به شيوهاي بود كه طنز يكي از ويژگيها و ملاكهاي آن بهشمار ميرفت، اما «بوتيك» متعلق به جنس ديگري بود كه كمتر نياز به طنز داشت. نعمتا... در ارتباط با نقش فقر در كارهاي بعدي خود هم گفت: اگر عمري باشد و بخواهم فيلم ديگري بسازم باز هم فقر در آن حضور خواهد داشت، چرا كه فقر مصداقهاي متعدد دارد. البته بنده در كل فيلمهايم را دربارهي فقر نميسازم و ميتوان گفت كه «بيپولي» يك فيلم خانوادگي و «بوتيك» فيلمي اجتماعي است، اما بههر حال در هر دوي آنها ميتوان به اين بستر پرداخت. دربارهي كارهاي بعدياش هم عنوان كرد: در حال حاضر برنامهي خاصي براي آينده كاريام ندارم. ترجيح ميدهم عمر محدودم را با بهرهگيري از بزرگترين سرگرمي ما كه سينما نام دارد بگذرانم. در اين راه هم سعي ميكنم كه خيلي راحت عمل كنم و هرگاه امكاني فراهم شد از آن استفاده كنم. حال اين امكان ميتواند ساخت يك تله فيلم، يك تيزر يا هرچيز ديگري باشد. حال شايد دراين ميان تمام اين كارهايم داراي برخي خصوصيات مشترك باشند، اما به هرحال ترجيح ميدهم به مسالهي خاصي فكر نكنم. اين كارگردان در پاسخ به مطلبي فردي كه اظهار اميدواري ميكرد كه نعمتا... شش سال يكبار فيلم بسازد، اما كارهايي مانند «بوتيك»، «بيپولي» انجام دهد، گفت: اميدوارم بتوانم فيلمهاي خوبي بسازم، اما در كنار آن دوست دارم كه رضايت خانوادهام را هم جلب كنم كه با روند شش سال يكبار، فكر نميكنم به اين درجه برسم. نعمتا... در پايان اين نشست و در پاسخ به مطلبي كه دربارهي سود مالي فيلمهايش براي تهيهكنندهها مطرح شده بود هم اظهار كرد: بههر حال تهيهكنندهها هم مانند همه با سرمايه خود كار ميكنند و ما هم با پول آنها مشغول ميشويم. هدف من از ساخت فيلمهايم صرفا پولداركردن تهيهكننده نيست، اما اگر فيلمها براي تهيهكننده هم سود داشته باشند مسالهي بدي نيست. ![]() |
|
منبع : ایسنا |
و با تشکر از مجید جلالی و تیمش
اشک شوق برای لیگ برتر
و حالا که استقلال قهرمان لیگ برتر شد با تبریک به همه بازیکنان و دوستداران این تیم و مخصوصا مردی که همه حرفها را همه تعنه ها و مایلی کهن ها را تحمل کرد تا در لحظات آخر تیمش را به قهرمانی لیگ برتر برساند و واقعا بی انصافی بود که با آن همه زحمت و تلاش و گل زده و آهنمه در رده اول جدول ماندن به دلیل چند اشتباه کوچک یا نا داوری و یا هر چیز دیگری استقلال قهرمانی را به ذوب آهن میداد و البته که ذوب آهن نیز تیم فوق العاده بزرگ و قدرتمندی است و به آنها نیز تبریک برای راهیابی به آسیا ...
و حالا در لیگی که همه درش حرف از مافیا و زد و بند و لابی میزنند این مجید جلالی و تیم محترمش بود که ثهبت کردند نه تنها بزرگ و قابل احترام هستند بلکه همه این حرفها اشتباه است وهمه چیز در انتها به بازیکنان داخل زمین ختم میشود و آنها هستند که آخر کار را معلوم میکنند و انسان اشک شوق میریزد از اینهمه غیرت و پاکی و ای کاش که بازیکنان تیم ملی ما هم کمی از این های درس میگرفتند ...
ولی نقش کسانی مانند مهران مدیری را نیز نباید نادیده گرفت که رسانه را به همه اثبات کردند و تاثیر ان را و به مهران مدیری هم تبریک میگوییم ...
و به احترام امیر قلعه نوعی همه استقلالی ها فوتبال دوستان
و مجید جلالی
Template By: 3000theme.blogfa.com