تبليغاتX
سنتوری

       

درباره

  آنشرلی
دختری با موهای قرمز

موضوعات
موضوعات مطالب
مطالب
گالري عكس

انیمیشن وس اندرسون در افتتاحیه جشنواره فیلم لندن + عمس‌های تازه و جالب از انیمیشن «آقای فوکس شگفت‌ان

 پنجاه و سومین جشنواره فیلم لندن روز چهاردهم اکتبر با نخستین نمایش جهانی انیمیشن سینمایی «آقای فوکس شگفت‌انگیز» به کارگردانی وس اندرسن آغاز می‌شود.

اسکرین دیلی اعلام کرد «آقای فوکس شگفت‌انگیز» نخستین تجربه اندرسن در عرصه انیمیشن است و به شیوه کلاسیک استاپ‌موشن تولید شده است. فیلمساز فیلمنامه را بر اساس یکی از کتاب‌های کودکانه پرفروش و محبوب رولد دال نویسنده بریتانیایی به همراه نوا بومباچ نوشته است.

جرج کلونی، مریل استریپ، بیل مورای، جیسن شوارتزمن، والی ولودارسکی، اریک اندرسن، مایکل گمبن، ویلم دافو، اوون ویلسن، جارویس کوکر و هلن مک‌روری به جای شخصیت‌های اصلی «آقای فوکس شگفت‌انگیز» حرف زده‌اند و انتظار می‌رود اندرسن، کلونی، استریپ و شوارتزمن در کنار چند بازیگر انگلیسی در مراسم افتتاحیه فیلم در جشنواره لندن شرکت کنند.

ساندرا هبرون مدیر هنری جشنواره لندن از نمایش فیلم اندرسن در مراسم آغاز به کار دوره پنجاه و سوم این رویداد مهم سینمایی اظهار رضایت کرد. داستان «آقای فوکس شگفت‌انگیز» درباره آقا و خانم فوکس است که یک زندگی ساده و عاشقانه دارند. تا اینکه آقای فوکس از این زندگی روستایی به ستوه می‌آید و بازگشت غریزه حیوانی او زندگی خانوادگی‌اش را به خطر می‌اندازد.

اندرسن درباره فیلم خود می‌گوید: "«آقای فوکس شگفت‌انگیز» یک فیلم کاملا بریتانیایی است؛ بر اساس کتاب رولد دال ساخته شده، داستان آن در بریتانیا می‌گذرد و اینجا تولید شده است. به همین دلیل از نمایش آن در جشنواره لندن خوشحالم. ما برای تولید فیلم قبلی‌ام «دارجیلینگ لیمیتد» اوقات خوشی در انگلیس داشتیم و من بی‌صبرانه منتظر معرفی فیلم تازه‌ام در لندن هستم."

«آقای فوکس شگفت‌انگیز» در استودیوهای تری میلز بریتانیا تولید شده و استودیو فوکس قرن بیستم آن را روز 23 اکتبر در این کشور روی پرده می‌فرستد. تماشاگران آمریکایی هم از روز 13 نوامبر می‌توانند این فیلم را در سینماها به تماشا بنشینند. پنجاه و سومین جشنواره فیلم لندن روز 29 اکتبر به پایان می‌رسد و فهرست کامل فیلم‌ها روز نهم سپتامبر اعلام می‌شود.

فیلمساز 40 ساله آمریکایی سال 2002 برای نوشتن فیلمنامه «خانواده رویال تننبوم» به همراه اوون ویلسن نامزد اسکار بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی شد. او با همین فیلم و «زندگی آبی با استیو زیسو» در جشنواره برلین حضور داشت و با «دارجیلینگ لیمیتد» برای شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز رقابت کرد.

منبع : خبرگزاری مهر

 

لينک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 11:53 قبل از ظهر  توسط علی  | 

معرفی فیلم (جاده انقلابی)

 

این جاده به انقلاب منتهی می شود! (یادداشت تورج آقائیان بر فیلم «جاده انقلابی»)


 

بحث در مورد فیلم «جاده‌ی انقلابی» معلوم نیست باید از کجا شروع شود. آیا باید تاریخ را بررسی کرد؟ یا فلسفه را؟ یا تاریخ به وجود آمدن جامعه‌شناسی را؟ اما قبل از بحث در رابطه با اینها مُلزِم به بررسی درون‌مایه‌ی فیلم هستیم که بی‌شک نقشی پررنگ‌تر نسبت به داستان آن دارد، اما همان طور که می‌دانیم درون مایه از داستان سرچشمه می‌گیرد بنابراین به سیر داستان نیز باید توجه نمود.



و اما درون‌مایه چیست؟ در دهه‌ی 50 آمریکا سیر می‌کنیم، بعد از جنگ جهانی دوم. آدم‌هایی در آمریکای بعد از جنگ زندگی می‌کنند و رفاه نسبی آنها نسبت به قبل قابل توجه است. اما این جامعه‌ی خوش‌گذرانِ کافه‌نشینِ پردرآمد، انگار باز هم چیزی کم دارد و اصولا "انسان" همیشه چیزی کم دارد. آن چیزی که شاید بشود نامش را آزادی گذاشت. آزادی، بله. سلطه‌ی افکار و عقاید تزریق شده در جامعه‌ی بعد از جنگ جهانی دوم در آمریکا و تا حدود زیادی در سایر نقاط جهان باعث می‌شود شما به عنوان یک کارمند در دهه‌ی پنجاه لزوم پوشیدن کت و شلوار و کلاه را درک کنید. می‌گویم کارمند، نه، که همه‌ی اقشار. همه‌ی قشرهای جامعه باید از این نوع پوشش که اتفاقا پوششی اجباری هم نیست، تبعیت کنند. اما چرا پوششی که اجباری نیست همه‌گیر می‌شود؟ دلیلش همان تزریق افکار و عقاید است که در جوامع انسانی از ناکجاآباد سرچشمه می‌گیرد. بنابراین اینجا باید در مقابل آن ایستاد-همان طور که در مقابل هر سلطه‌ی فکر دیگری باید ایستاد- و ایستادن در مقابل آن احتیاج به نام پرآوازه‌ی آزادی دارد. توهین به نظام خانواده به کناری نهاده شده و تمام توجه به همبستگی است و تمامی نیرو باید صرف مقولاتی چون پایداری نظام خانواده شود. جور و آزادی و همین است، آنچه که در فیلم «جاده‌ی انقلابی» 2 نمود بارز به خود می‌گیرد. زن (آپریل) نمودی برای آزادی و مرد (فرانک) مظهر عقاید سنتی و آنجا که باید دال اختلاف این دو نمونه‌ی فکری مشخص شود مدلولی چون شخصیت ریاضیدان خُل و دیوانه (جان) رو می‌شود. آن کس و آن پدیده‌ای که جرقه‌ای بر پیکره‌ی تفکر آدمیزاد در دهه‌ی پنجاه و در این فیلم می‌زند و آنها را به آتش می‌کشاند، آتشی که زبانه‌هایش به مرزِ تغییر می‌رسد و به انقلاب منجر می‌شود، انقلاب نه به آن مفهوم جاافتاده‌اش ،که انقلابی فکری. اما نمود ریاضیدان اندیشمنِد روانی در واقعیت کیست؟ کسانی که برای تغییر دلیل ذکر می‌کنند؛ فیلسوفان. به راستی فیلسوفان، خود در دهه‌ی 20 ،30 و40 اینچنین انقلاب فکری را بنیاد نهاده بودند، آنها که تأثیر پذیرفتند جوامع انسانی رو به رشد به لحاظ فرهنگی و اقتصادی بعد از جنگ جهانی دوم بودند و آنهایی که در این راستا به تحقیق و تفحص پرداختند جامعه‌شناس نام گرفتند، همین است که نتیجه‌اش در دهه‌ی 60 به طور مشخص می‌شود ترانه‌ی "هرجور، به هر طریق، هرجا" اثر گروه "هو". که در شعرش به آن اشاره دارد که ما هرکاری دل‌مان بخواهد می‌کنیم و برای حادث شدن این "هرآنچه می‌خواهیم" به هر کاری دست می‌زنیم. "پیت تونزهند" گیتاریست این گروه مدام در اجراهای زنده گیتارش را می‌شکند و از اولین مصرف‌کنندگان مواد مخدر در بین ستاره‌های راک است. خُب، حالا که هرکاری که دل‌مان بخواهد می‌کنیم، گیتارمان را روی سِن می‌شکنیم، داد و بیداد می‌کنیم و موادمخدر مصرف می‌کنیم پس آزادایم. اما در پایان دهه‌ی 60 این تب نیز آرام گرفت و حقیقت‌جویان باز هم در پیدا کردن مسیر به هزارراهه‌ها برخوردند.
گُزار از دهه‌ی 50 به 60 حداقل در آمریکا، خود در حد یک انقلاب است، انقلابی که در تمامی جوانب زندگی بشر آمریکایی بروز پیدا کرد و اتفاقا فیلم «جاده‌ی انقلابی» داستان همین گُذار است، همین است که خانه‌ی زوج رنجور ما در «جاده‌ی انقلابی» قرار دارد، نام جاده‌ای که تلویحا به همین گذار اشاره دارد.
اما دیدن فیلم. همیشه سؤال‌مان باید این باشد که چرا فُلان فیلم را می‌بینیم؟ به راستی تأثیر فیلم «جاده‌ی انقلابی» به روی من چه بوده است؟ چه تغییری را در من به دنبال خواهد داشت؟ چرا که همین تغییر در"من‌ها" ست که جامعه را شکل می‌دهد و داده است. به راستی چه نتیجه‌ای در آخر فیلم حاصل می‌شود؟ آیا این نتیجه را من، خود باید بگیرم یا مؤلف آن را تعیین می‌کند؟ این برمی‌گردد به عنوان فیلم و همچنین پایان‌بندیِ بازِ آن که نتیجه را به مخاطب وامی‌گذارد.
و اما نتیجه‌ی واگذار شده به من مخاطب. سؤالی مطرح است: امروزه انسان نه تنها بعد از این 40 سال بلکه بعداز طی مسیر 2500 ساله‌ی تفکر و تمدن به کجا رسیده است؟ آنچه که مسلم است اینکه تمامی مبانی تفکر و اندیشه و به عمل درآمدن‌شان تبدیل به لفظ شده‌اند و الفاظ یارا و توانایی برخورد با زندگی را ندارند. از نیچه "ابرمرد"ی و از سارتر "اگزیستانسیالیست"ی باقی ماند و از افلاطون "مثل"ی و کجا رفتند آن "ابرمرد"ها و "اگزیستانسیالیست"ها و آن مردمانی که به افکار و عقاید متافیزیکی دل و جان می‌سپردند؟ در دل تاریخ سربسته فرو افتادند و غلطیدند که نه... این انسان دری به روی انسانیت نمی‌یابد و فقط طی مسیر می‌کند. مسیری که سر هردو راهه‌اش به این شک فرو می‌روی که این راه‌های بی‌نشان به کجا می‌توانند رفت و اگر راهی را انتخاب کردی ته‌اش به دو‌راهه‌ی دیگری رسیدی. حکایت بشر است که تا به این روز و لحظه نه تنها گِرِهی از مشکلاتش باز نکرده بلکه این گره‌ها را کورتر کرده است و این نه از سر ناتوانی و نادانی بشر که از در هم تنیدگی ریسمان آفرینش است.

منبع : سینمای ما
لينک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 11:46 قبل از ظهر  توسط علی  | 
:::: عناوين آخرين مطالب وبلاگ ::::
  وزارت ارشاد:
  انیمیشن وس اندرسون در افتتاحیه جشنواره فیلم لندن + عمس‌های تازه و جالب از انیمیشن «آقای فوکس شگفت‌ان
  معرفی فیلم (جاده انقلابی)
 
  خبر ساخت دو سریال: قاسم‌خانی، معجونی، لولایی و رادش با جوان/ الوند و ژوله با مدیری
  مهرجویی بالاخره برای یک فیلم بلند پس از «سنتوری» پروانه ساخت گرفت: «میر نوروزی»
  عكس هاي مراسم تشييع پيكر پيمان ابدي
  هامون
 
  پورسرخ، فروتن، زمانی و حسینی؛
  تارانتينو مي‌گويد كه سازنده پس از ديده‌شدن فيلم برملا مي‌شود و ممكن است كه از اين مساله خجالت بكشد
  و با تشکر از مجید جلالی و تیمش
  فیلم فرهادی به جشنواره رابرت دنیرو می‌رود
  بحران جهانی به هالیوود رسید و پروژه‌های سینمایی را کم کرد
  وقتی همه خوابیم
  یادداشت‌های حسین معززی‌نیا و حمید‌رضا ابک درباره سیدمرتضی آوینی؛
 
  گزارشی درباره عطر «هدیه تهرانی»؛
  این دو وجه شخصیت آوینی
  گزارش شبکه خبری بی بی سی از اکران «اخراجی‌ها 2»؛
All Rights Reserved 2008 | h-santoori.Blogfa.Com

Template By: 3000theme.blogfa.com